آثار اقتصادی کرونا


بررسی آثار اقتصادی کرونا

جنگ اقتصادی چین و آمریکا
برنده بازی جهانی کرونا کیست؟
سلام
در مقدمه از کادر درمانی و وزارت محترم بهداشت کشور کمال تشکر را عرض نموده و اعلام میدارد مطالب ذیل، بیماری "کرونا" را از دیدگاه اقتصادی سیاسی مورد ارزیابی قرار می دهد و ارتباطی با مسائل پزشکی به هیچ عنوان ندارد . فلذا مباحث پزشکی از دید تکنیکال را به اهل فن که همانا پزشکان محترم ومتخصصین رشته های مرتبط می باشند می سپارم .
همچنین در این تحلیل به مسائل بین المللی پرداخته شده و در حوضه سلامت و سیاست ملّی با توجه به دغدغه های مسئولین امنیتی کشور وارد نمی شویم .
در جهان معاصر بحران ها چگونه حل می شن ؟
-بحران رو حل نمی کنن ، بلکه با بحرانی بزرگتر ، عمق اثر بحران اولی رو کم می کنن .
قبول دارین که دولت ها عادت دارن معمولاً اخبار بسیار مهم و حساس رو سانسور یا لاپوشونی کنن ؟
اگر قبول دارین ، این فرضیه پیش میاد که چرا کلمه "کرونا" انقدر سر زبونها افتاده و صبح و شب در تبلیغات مختلف ازش نام برده میشه ؟
این حجم از تبلیغات راجع به یه کلمه بخصوص ، منو به یاد حادثه 11 سپتامبر میندازه ، حادثه ای که شب و روز تمام تلویزیون های جهان ، زمانشون رو به اکتشافات مهم در خصوص اون حادثه اختصاص داده بودن . شب وروز موضوع رسانه ها شده بود "مبارزه با تروریسم" ، اصلاً یه جورایی داشتن کلمه "تروریسم" رو برای مخاطبِ جهانی ، عادی میکردن . شاید بپرسین چرا ؟
جواب سوالتون اینه که بحران های بزرگ به خصوص در زمینه اقتصاد رو معمولاً آمریکایی ها حل نمی کنن ، بلکه با ایجاد بحرانی بمراتب بزرگ تر ، عمق اثر بحران اولیه رو کم می کنن .
سوال : چه بحران هایی قراره با توسل به بحران "کرونا" حل و فصل بشه ؟
بحران اول >>> کسری تراز تجاری آمریکا قبل از انتخابات پیش رو
ریسک بورس حبابی آمریکا پیش از انتخابات پیش رو در وضعیتی تهدیدکننده ؟؟
بحران در آمریکا در زمینه اقتصادی پا به عرصه جدیدی گذاشته ، علت بیشتر این بحران ها عقب موندن آمریکا در رشد اقتصادیه . اگر رشد اقتصادی آمریکا و چین رو بخواهیم با هم مقایسه کنیم ، از شروع هزاره سوم تا حالا چینی ها حدود 900% و آمریکایی ها 135% رشد اقتصادی داشتن . این به معنی اینه که چینی ها در اقتصاد جهانی 9 برابر بزرگتر شدن و اگر این رشد ادامه پیدا کنه در سال های آینده چین ابر قدرت اقتصادی جهان خواهد شد و این پیامدهای روشنی برای نظام سرمایه داری آزاد خواهد داشت . آمریکا خود برگزار کننده بازی جهانی شدن بود ولی در این بازی از کارگردانان چینی عقب موند . من نمیدونم منشاء ویروس کرونا طبیعیه یا یه ویروس مهندسی شدست ! امّا برام مثل روز روشنه که آمریکایی ها در تبلیغ "کرونا" و ایجاد "کرونا هراسی" به خصوص از طریق رسانه های وابسته به سازمان بهداشت جهانی جلودار هستن ، چرا که "کرونا هراسی " مساویست با "چین هراسی" . مسئله ای که موجب میشه انبار چینی ها از تولیداتوشون پر بشه در حالی که خریداری در جهان برای کالاهاشون وجود نداشته باشه .
اما آمریکایی ها چطور از مسئله کرونا نفع می برن ؟؟ میدونین که مقصد 90% سرمایه های کلان غیر مولّد یه روزی بالاخره آمریکاست . یعنی کافیه به مناسبت ایجاد بحران امنیتی در خاورمیانه با بهانه جنگ سوریه ، جنگ خلیج و ... سرمایه داران خاور میانه ای به هراس بیفتن ، هراسی که منجر میشه داراییهاشونو نقد کنن و به سمت آمریکا به شکل دیوانه واری مهاجرت کنن . خیلی ها قصدشون از این مهاجرت اینه که یک شهروندی ثانویه هم داشته باشن تا زمان ایجاد جنگ و فلاکت در خاور میانه یا نقاط دیگه در جهان ، بتونن به آمریکا به صورت قانونی مهاجرت کنن تا خودشون و سرمایشونو از بحران های امنیتی سالم نگه دارن .  اما آمریکایی ها چرا به سرمایه سایر کشورها نیاز دارن ؟
آمریکا دو سال پیاپی ، هر سال به میزان حدودی 600 میلیارد دلار کسری تراز تجاری داره ، یعنی میزان ارزش وارداتشون1200 میلیارد دلار بیش از صادراته ، و این همزمان شده با انتخابات آمریکا . این مسئله در حالیه که بورس حبابی آمریکا در حال رشده بیش از حدّه . چرا میگیم حبابی ؟ چون در آمریکا با وجود کسری بالای تراز تجاری ، ارزش سهام همچنان در حال رشده . چطور ممکنه شما درآمدتون کمتر بشه ولی ارزش داراییتون بیشتر بشه ؟ این در صورتی ممکنه که شما با کمتر شدن درآمدتون از هزینه تون کم کرده باشین تا به یک بالانس برسین . در آمریکا همچین اتفاقی نیفتاده ، پس با کم نشدن هزینه ها و کاهش همزمان درآمد شرکت ها چطور ممکنه ارزش سهام در دوره ترامپ به طور متوسط 25% رشد کرده باشه ؟ جواب مهندسیه بورسه . یعنی ارزش سهام رو با مهندسی به طور موقتی بالا نگه داشتن تا رشد اقتصادی در آمریکا همچنان مثبت باشه تا یک بار دیگه ترامپ به عنوان رییس جمهور آمریکایی ها بتونه رأی بیاره و رئیس جمهور باقی بمونه . ولی مهندسی ارزش سهام در بورس تا یک زمان محدودی امکان پذیره . بعد از مدتی اگر شرکت ها و بانک های آمریکایی نتونن جذب سرمایه حقیقی انجام بدن همه اساس بازی بهم میخوره .
 برای افزایش سرمایه ، آمریکایی ها دو تا جیب گشاد دوختن !! یکی برای اعراب حاشیه خلیج فارس و دیگری سرمایه داران شرق دور مثل چینی ها و کره ای ها .
صرف نظر از اینکه بحران "کرونا"  اصالت آمریکایی داره یا نداره ، پول سرمایه داران کلافه!! خاور دور و خاور میانه رو به جیب آمریکایی ها میریزه .
خاور میانه ای که در جمله بالا گفتم زیاد مرتبط به ما نمیشه ، زیاد به خودتو نگیرین ! در ادوار مختلف جیب ایرانی ها به اندازه کافی زده شده ، در دوران پهلوی سرمایه داران ایرانی به دلیل عدم ثبات نظام شاهنشاهی و چندین بار اقدام محمدرضا شاه به فرار از ایران  به راحتی در  کشورهای اروپایی و آمریکا سرمایه گذاری می کردن تا در زمان وقوع بحران های اساسی بتونن از کشور به سرعت فرار کنن ، زمانی در بحبوحه انقلاب و اعدام سرمایه داران ، سرمایه های زیادی به مقصد آمریکا عزیمت کردند که این خشونت ها علیه سرمایه داران قدرتمند هم از اثرات طبیعیه هر انقلابه ، زمانی در بحران خلیج فارس و جنگ ایران و عراق مجدداً سرمایه ها به سمت مقصد نهاییشون یعنی آمریکا رفتند ، الان هم که بزرگواران اختلاصگر!! گوی سبقت رو از دیگران ربودند و به نقل و انتقال سرمایه به خارج از کشور و بخصوص آمریکا و کانادا ، کمر همت گشودن . با تحریم های نفتی موجود عملاً دیگه پولی برای اختلاصگران ، رانت خوارها و سفته بازانِ بازار کم رمق ایران باقی نمونده تا بخوان اونو به آنسوی مرزهای روانه کنن !!!
پس میمونه اعراب حاشیه خلیج فارس که 60-50 ساله دارن پول روی پول میزارن  ، به حدی که پولهاشون از پارو بالا میره ! 400-500 میلیارد دلار قراره از کسری تجاری آمریکایی ها رو این افراد پرداخت کنن .اعرابی که سردمدارشون در منطقه سعودی ها هستن . پس میشه گفت نوک پیکان جنگ اقتصادی در خاور میانه عربستان رو نشونه رفته نه ایران !!! .
از بحران هایی که ثروت اعراب رو نشونه گرفته ، میشه به حادثه حمله به آرامکوی عربستان ، جنگ یمن ، اختلافات شدید میان عربستان ، قطر و ترکیه  و حالا تعطیلی حج سال 2020 به خاطر "کرونا" رو نام برد . آمریکایی ها هم به طور قطع به دنبال افزایش نفوذ عربستان در منطقه نیستن ، چرا که به قول هنری کیسینجر که در مورد قدرت گرفتن نظام شاهنشاهی در منطقه در مقابل شوروی سابق به رییس جمهور وقت آمریکا هشدار داده بود که وجود شوروی و عناصر اون در منطقه خاور میانه برای موازنه قدرت شاه ضروریه ، میتونیم نتیجه بگیریم که آمریکایی ها از گذشته به دنبال توازن قدرت بودن تا بتونن استراژی هایی پایدار طرّاحی کنن ، با این فرض آمریکایی ها عربستان رو با قدرت های اطراف یعنی ترکیه و ایران در منطقه تنها خواهند گذاشت ، اما زمانی که خاطر جمع شده باشن که عربستان میتونه روی پای خودش بایسته . صلح با طالبان افغانستان و تعطیلی پایگاه های مهم ارتش آمریکا هم مویّد همین مطلبه که آمریکایی ها به زودی با منطقه ای پر تنش ولی موازنه شده از منطقه خاور میانه خارج خواهند شد .
از خاور میانه که بگذریم میرسیم به سرمایه داران چشم بادامی شرق آسیا ، سرمایه دارانی که به خاطر سوق سرمایه آمریکایی فدرال رزرو به سمتشون تونستن کارخانجات بسیار معظم و درجه یکی رو احداث کنن ، کارخانجاتی که در اصل آمریکایی ولی در ظاهر چینی یا کره ای و ... بودن . کارخانجاتی که به دلیل توافق به عمل آمده ما بین مائو و جیمی کارتر در انتقال تکنولوژی به چینی ها در ازای دسترسی به بازار مصرفی چین ، دیگه میتونن رو پای خودشون بایستن و شانه به شانه آمریکایی ها سری به آسمان بسایند . ولی آمریکایی ها در سرمایه گذاریشون در بازار شرق دور به یک مشکل جدی برخوردن و آن مسئله بحران میانه جمعیتی پیره . از طرفی آمریکا باید 700-800 میلیارد دلار از کسری تراز تجاریشو از کشورهایی که در سال های اخیر در شرق آسیا ثروتمند شدن تامین بکنه و بحران "کرونایی" جدید باعث میشه سرمایه شرقی ها و بخصوص چینی ها با شتاب زیادی وارد چرخه اقتصاد آمریکا بشه . سرمایه ای که با شتاب فراوان به دلیل ریزش شاخص بورس شرق آسیا نقد میشه تا بره تا بار دیگه در پارکینگ سرمایه های جهانی یعنی آمریکا پارک بکنه .
بحران دوم >>> متوسط سن برخی کشورهای شرقی قریب 50 سال شده
در کنار مسئله چین توسعه یافته و آمریکای بازنده در بازی جهانی شدن ، مسئله دیگه ای وجود داره با عنوان پیر بود متوسط سن کشورهای توسعه یافته در شرق دور . این مشکل ثروت آمریکایی هایی که کارخانجات و تکنولوژی خودشونو تقدیم شرقی ها کردند را به مخاطره میاندازه . چرا که تولید روزافزون در این کشورها نیاز به کارگر و نیروی کار جوان داره . برای روشن شدن مطلب میانگین سنی ایرانیان و کره ای ها رو باهم مقایسه می کنیم : در سال 2020 میانگین سنی ایرانیان 32 سال و میانگین سنی کره ای ها 44 سال بوده .  این یعنی میانه سنی کره ای ها 12 سال پیر تر از ایرانیانه ، این در شرایطیه که در مقایسه با کشوری مثل ایران ، کره ای ها از جمعیتی معادل نصف جمعیت ایران و همچنین مواهب طبیعی بسیار کمتری برخوردار هستن . طبق پیش بینی ها میانه سنی کره جنوبی در سال 2050 به 57 سال میرسه (یعنی یک خانه سالمندان واقعی!!) .
در کشورهایی مثل آلمان ، شرایط خیلی وخیم تره ،متوسط سن در آلمان به حدود 49 سال رسیده . آلمانی ها تلاش کردن تا با پذیرش مهاجران جوان سوریه ای و عراقی به آمارهاشون بهبود ببخشن ولی موضوع از اونجایی برای دولت آلمان سخت شد که ملت آلمان به دلیل تعصبات نژادی ای که دارن پذیرای این مهمانان غریبه سوری و عراقی نشدند و این مسئله باعث شد تا مقصد بسیاری از پناهجویان کشورهایی به غیر از آلمان مانند ترکیه باشه .
با توجه به بحران جدید میانه سنی پیر در کشورهای تولید کننده به خصوص در شرق دور که محل سرمایه گذاری آمریکایی هاست ، به نظر میاد آمریکاییها قصد دارن تا ثروتشون رو به کشورهای جوان تر منتقل کنن تا تولیداتشون دچار مشکل نشه ، پس بد نبود آمریکایی ها یه خونه تکانی تازه ای انجام بدن ! این خونه تکانی با وجود بحران های تازه تر شرق آسیا راحتتر انجام میشه . بحران هایی مثل "کرونا" و "حاکمیت هنگ هنگ" .
بحران سوم >>> بحران کشورهای به شدت بدهکار
کشورهایی نظیر ترکیه ، یونان ، پرتغال ، ایتالیا و اسپانیا ، کشورهایی هستند که نسبت بدهی خارجیشون نسبت به تولید ناخالص ملیشون بیش از ظرفیت رشد کرده ، این بدین معنیه که این کشورها از کشورهای دیگر قرض گرفتند تا در کشور خودشون رشد و شکوفایی اقتصادی ایجاد کنن !!  به طور مثال ترکیه در طول 15 سال اخیر از کشورهایی نظیر آمریکا ، آلمان ، فرانسه و انگلستان قرض گرفت تا در کشور خودش رشد اقتصادی مثبت ایجاد کنه تا حزب عدالت و توسعه بتونه با اتکّا به آمارهای مرتبط با اون در جامعه پوپولیستی ترکیه به اهداف سیاسی خودش برسه . امّا از این به بعد کمی مسئله متفاوت تره چونکه ترکیه به جای سرمایه گذاری در زمینه تکنولوژی موج چهارم و انتقال تکنولوژی از اروپا ،  به ساخت پل ها ، اتوبان ها و مسائلی پرداخت که جزء سرمایه مولّد محسوب نمیشن . الان سر رسید بدهی های ترکیه و سایر کشورهای نامبرده فرا رسیده است . بی دلیل نبود اختلافات پیش اومده سر مسائل اقتصادی ، منجر به جدایی عبدالله گل نخست وزیر سابق و عضو حزب عدالت و توسعه از اردوغان شد . همزمان احزابی مثل حزب قدیمی آتاتورک یعنی ج ه پ به شدت از سیاست های اقتصادی ترکیه نقد آشکار میکنه و مسبب تموم اونها رو شخص اردوغان میدونه ، انتقادهایی که زمانی که پول اروپایی ها به شرکت هاشون واریز میشد خبری ازش نبود . الان که کفگیر به ته دیگ خورده قدرت های سیاسی اقتصادی سعی می کنن خودشونو از اردوغان مبرّی جلوه بدن .
 اما این حجم از بدهی چرا برای تمام جهان به منزله یک زنگ خطره؟
در واقع ثروت آلمانی ها ، فرانسوی ها ، انگلیسی ها و سایر کشورهای ثروتمند اروپایی ، بدهی کشورهایی مانند ترکیه ، ایتالیا و پرتغاله ، این یعنی سود از محل زیان دیگری . فرآیند جهانی شدن ، باعث پیدایش کشورهایی به شدت بدهکار شده . کشورهایی با شرکت ها و دولت های درمانده در بازپرداخت بدهی های سنگین . بدهکارانی که به دنبال بهانه ای برای عدم پرداخت بدهی هایشان می گردن . بی راه نبود که انگلستان با تمام دبدبه و کبکبه از اتحادیه اروپا خارج شد تا آوارِ سقف پوسیده  جنوب اروپا روی سرش فرو نریزه  .
شاید بی ربط نباشه که کشوری مانند ایتالیا پیش قراول اعلام آمار تلفات "کرونایی" خود در سطح کلان باشه تا بدین وسیله از قید تعهدات و بدهی های خود برای مدتی شانه خالی کنه  . به هر ترتیب ممکن اگر ایتالیا از پرداخت بدهی های خارجی خود سر باز بزنه این مشکل مثل دومینو های کنار هم چیده شده که  یکی بعد از دیگری فرو می ریزه کشورهای اروپایی و اقتصادهای مرتبط به اون ها رو دچار فروپاشی اقتصادی میکنه . در چنین شرایطی دولت های پوپولیستی به راحتی با شعار عدم پرداخت بدهی ها سر کار میان . اتفاقاتی که در مورد فروپاشی اقتصادی یونان افتاد نمونه کوچکیه که قابل تعمیم به کل اروپاست . فراموش نکنیم اروپایی ها در مقابل بحران از هر نوعش ضعیفن ، اصلا اروپایی به عمرش بعد از جنگ جهانی دوم ، بحران درست و حسابی ندیده ، بحران هایی که ما هر روز در کشورهای خاور میانه تجربه میکنیم ، اونا حتی خوابشم نمیتونن ببینن . قابل توجه دوستانی که هنوز دنبال مهاجرت و سرمایه گذاری بدون آینده نگری به اروپا هستن .
نتیجه گیری >>> برنده بازی جهانی " کرونا" آمریکایی ها هستن .
گفتیم تمام کشورها بالاخص چینی ها دچار مشکلات فراوانی میشن ، ولی چرا در مورد آمریکایی ها موضوع یه کم متفاوت تره ؟ اگه به فهرست موضاعات صادراتی ایالات متّحده یه نگاه دقیق بندازیم شاید بشه کمی دلیلشو حدس زد . آمریکایی ها 1 % صادرات کشاورزی ، 19 % صنعتی و 80% خدمات صادر می کنن . اینو مقایسه کنیم با صادرات چینی ها که درصد زیادیش کالای فیزیکیه . بذارین یه مثال ساده براتون بزنم . تصور کنین شما در اوضاع "کرونایی " امروز یه تولید کننده لباس هستین که شب عید به دلیل کاهش تقاضا ، بسته بودن راههای مواصلاتی بین شهری و شهری ، تعطیلی شرکت های حمل و نقلی و ... نمیتونین امروز اجناستونو به فروش برسونین ، از طرفی هم زمان با عدم موفقیت شما در کسب درآمد صورتحساب هزینه های جاریتونم میاد و ادامه ماجرا ......  ، حالا یه معلم خصوصی مجهز به سیستم آموزشی وبیناری رو در نظر بگیرین که بدون بیرون اومدن از منزلش میتونه به راحتی در قالب یه وبینار به دانش آموزاش تدریس کنه و ازش کسب درآمد کنه . تو این شرایط به نظر شما اوضاع تولید کننده ای که کالا و خدمات غیر ضروری ارائه میکنه بیشتر شکنندست یا معلم خصوصی ؟؟ وضعیت چین و آمریکا هم کمی با این مسئله تطابق داره ، آمریکایی ها بیشتر خدمات صادر می کنن که به موهبت اینترنت و سایر شبکه های موجود می تونن با نوسانات کمتری به کار خودشون ادامه بدن ، این در حالیه که چینی ها خیلی بیشتر از این حرفا به خریداراشون وابستن ، اونم خریدارانی که بیشتر کالای فیزیکی دریافت میکردن تا خدمات مجازی !!! پس ببینین چینی ها تا چه اندازه میتونن در شرایط حال حاضر متضرر بشن . چند سال پیش در کنفرانس تِد ، بیل گیتس با مدل کردن بیماری "ابولا" مدعی شده بود که ما از "ابولا" به دلیل تلاش کادر درمانی سه کشور مبتلا در آفریقا و از طرفی شیوع بیماری در روستاها و شهرهای کم جمعیت تونستیم بیماری "ابولا" رو تحت کنترل در بیاریم ولی در مورد بیماری بعدی فارغ از اینکه یه بیماری طبیعی باشه یا "بیوتروریسم" مسئله تفاوت داره و اونجا یه چیزی حدود سه تریلیون دلار !! کشورهای جهان متضرّر خواهند شد .بیل گیتس مدّعی شده بود  این ضرر مالی در کنار مرگ 30 میلیون انسان بسیار فاجعه بار تر خواهد بود . تصور من از این مسئله کمی متفاوت تره ، من فکر میکنم بیل گیتس قسمتی از حقیقت رو بیان کرده ولی قسمتی از حقیقت مغفول مونده ، قسمت مغفول مونده حقیقت اینه که زیان سه تریلیون دلاری به طور یکنواخت بین کشورهای مختلف تقسیم نمیشه ، به برخی از اقتصادها کمی خراش وارد میشه در حالی که ستون فقرات اقتصاد برخی دیگه خرد میشه . اگر بیماری "کرونا" یه بیوتروریسم بین المللی باشه حتماً پروتکل های درمانی مرتبط با اون تنظیم شده تا با تولید به موقع واکسن ها ، لوازم پیشگیری و مکمّل های دارویی بهبود دهنده سطح ایمنی بدن درآمد سرشاری نصیب کشور یا کشورهای سازنده ویروس "کرونا" بشه .
 به طور مثال در مورد" آنفولانزای خوکی" یا همون N1H1 آمریکایی ها حدود 4.5 میلیارد عدد واکسن تولید کردن و فروختن .واکسن هایی که هر دوزشون بین 2.5 تا 20 دلار قیمت داشت  ، این یعنی معادل 50 میلیارد دلار فروش !! در کنار این ها درآمد های درمانی ،  درآمدهای ناشی از پرکردن تایم شبکه های تلویزیونی و تبلیغات حاصل از اون بعضاً چندین برابر فروش تولیدات پزشکی رو نصیب شبکه های آمریکایی ای میکنه که بسیاری از مخاطبانشونو در سال های اخیر از دست داده بودن .
از سوی دیگه دیری نخواهد پایید که بازندگان بازی جهانی شدن با اتکا به بحرانی جهان شمول به نام "کرونا" از ادای تعهداتشون سر باز می زنن . این به منزله تنازعاتیست که در نهایت منجر به بازگشت از دولت های جهانی و اقتصادهای خیل باز به دولت های ملّی خواهد شد . طبیعیست نظام جمهوری اسلامی ایران که از گذشته با پدیده جهانی شدن مشکلات بسیاری داشت و صرفاً ناظر این پدیده بود ، از این پس نیز ناظر این نزاع ها خواهد بود و آسیب چندانی به کشورمان از ناحیه پدیده اقتصادی "کرونا" وارد نخواهد شد(البته در قیاس با برخی کشورهای نامبرده) . امیدوارم از فرصت های پیش اومده که باعث چالش های اقتصادی چهره های پوشالی اقتصادی در خاور میانه مانند ترکیه و عربستان شده ، مردم و دولت کشورمون بهترین بهره برداری رو نموده و با اتّکا به تولیدات ملی ، نسل جوان مستعد و مواهب خدادادی (ازجمله ورود کشور به مرحله تَر سالی با توجه به بارندگی های مناسب ) بتوانیم سر سالم از بحران های بین المللی بیرون برده و در آینده در خاور میانه اوضاع اقتصادی به سامان تری داشته باشیم و به جای داشتن تب واردات و ایجاد بازرگانان فرصت طلب در بازار شاهد رشد روزافزون تولید کنندگان و کشاورزان عزیز کشور باشیم .
به امید رفاه روز افزون ایرانیان در سراسر گیتی .
س. منظوری 15/1/99
 
 
 
 
 
 

آثار اقتصادی کرونا